سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۱
هدف قرار دادن کودکان اوج فاجعه انسانی در جهان معاصر است

حوزه/ اصغری نکاح با تأکید بر اینکه هدف قرار دادن کودکان اوج فاجعه انسانی در جهان معاصر است، گفت: کودکان هیچ نقشی در منازعات و درگیری‌ها ندارند و ترور آنان تنها یک جنایت علیه افراد بی‌دفاع نیست، بلکه جنایتی علیه آینده بشریت، سرمایه‌های انسانی و امید نسل‌های آینده به شمار می‌رود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، سیدمحسن اصغری‌نکاح، مدیر گروه روان‌شناسی، مشاوره و ترومای تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد، روز دوشنبه ۱۸ خردادماه در میزگرد تخصصی «کودکان در سایه ترور؛ واکاوی ترومای روان‌شناختی و راهکارهای حمایتی» که به همت بنیاد هابیلیان و با همکاری شورای فرهنگی دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، با اشاره به ابعاد انسانی، اجتماعی و روان‌شناختی ترور کودکان، این پدیده را یکی از دردناک‌ترین جلوه‌های خشونت در جهان معاصر دانست.

وی در ابتدای سخنان خود ضمن خیرمقدم به استادان، پژوهشگران و مهمانان حاضر در نشست، اظهار کرد: برگزاری چنین جلساتی از یک سو اندوه‌بار است، زیرا موضوع آن رنج و آسیب کودکان بی‌گناه است و از سوی دیگر امیدبخش است، زیرا نشان می‌دهد مسئولیت اجتماعی و انسانی در قبال این فاجعه‌ها مورد توجه قرار گرفته است.

کودکان هیچ‌گاه طرف منازعات نیستند

اصغری‌نکاح با بیان اینکه پرداختن به مسائل کودکان همواره از دغدغه‌های اصلی حرفه‌ای و انسانی او بوده است، گفت: کودکان شکوفه‌های هستی و سرمایه‌های آینده بشریت هستند. از منظر حقوقی، روان‌شناختی و اجتماعی، مسئولیت حفاظت و مراقبت از آنان بر عهده جامعه است و در هیچ منازعه‌ای کودکان طرف درگیری محسوب نمی‌شوند.

وی افزود: هنگامی که کودکان هدف عملیات تروریستی یا حملات نظامی قرار می‌گیرند، با اوج فاجعه انسانی روبه‌رو هستیم؛ فاجعه‌ای که در عصر پیشرفت‌های علمی، فناوری‌های نوین و ادعای توسعه حقوق بشر رخ می‌دهد و وجدان هر انسان آزاده‌ای را جریحه‌دار می‌کند.

مدیر گروه روان‌شناسی و مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به حملات صورت‌گرفته علیه مراکز آموزشی و ورزشی کودکان اظهار کرد: شنیدن خبر بمباران مدرسه‌ای که دانش‌آموزان و معلمان تنها برای آموختن و زندگی کردن در آن حضور دارند یا حمله به اماکن ورزشی کودکان، برای هر انسان آزاده‌ای تکان‌دهنده و دردناک است.

وی ادامه داد: در چنین مکان‌هایی نه پایگاه نظامی وجود دارد، نه هدف استراتژیک و نه حضور نیروهای مسلح؛ بلکه کودکانی حضور دارند که در حال تحصیل، ورزش یا گذران اوقات فراغت خود هستند و هدف قرار گرفتن آنان نشانه‌ای آشکار از نقض اصول انسانی و اخلاقی است.

اصغری‌نکاح با بیان اینکه ترور یکی از زخم‌های تاریخی بشر است، خاطرنشان کرد: اگرچه اشکال مختلف ترور در طول تاریخ وجود داشته، اما امروز در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های پیشرفته، شاهد بهره‌گیری افراد و گروه‌های فاقد تعهد اخلاقی از این ابزارها علیه انسان‌های بی‌گناه، خانواده‌ها و به‌ویژه کودکان هستیم.

وی افزود: اهدافی همچون ایجاد رعب، تضعیف تاب‌آوری ملت‌ها و شکستن هویت‌های فرهنگی و تمدنی نیازمند بررسی‌های جدی است، اما در این میان نباید مظلومیت کودکان فراموش شود.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت ثبت روایت‌ها و مستندسازی جنایت‌های صورت‌گرفته علیه کودکان گفت: پرداختن به این موضوع تنها وظیفه روان‌شناسان نیست، بلکه حقوقدانان، فعالان رسانه‌ای، هنرمندان، دیپلمات‌ها و پژوهشگران علوم سیاسی نیز باید در این زمینه نقش‌آفرینی کنند.

وی تلاش‌های بنیاد هابیلیان در توسعه فعالیت‌های فرهنگی، حقوقی، بین‌المللی و تخصصی مرتبط با قربانیان ترور را ارزشمند دانست و تصریح کرد: گسترش این فعالیت‌ها با وجود محدودیت‌های موجود، اقدامی حرفه‌ای و مسئولانه در دفاع از حقوق کودکان به شمار می‌رود.

ترور کودکان، ترور آینده بشریت است

اصغری‌نکاح با اشاره به پیامدهای عمیق از دست رفتن کودکان اظهار کرد: از نگاه یک روان‌شناس، ترور کودکان صرفاً حذف یک فرد نیست، بلکه ترور آینده است. هر کودک سرمایه روانی خانواده، امید والدین و ظرفیت بالقوه جامعه برای ساختن آینده‌ای بهتر محسوب می‌شود.

وی افزود: هیچ‌کس نمی‌داند کودکی که امروز قربانی خشونت می‌شود، در آینده چه نقشی در درمان دردهای بشریت، توسعه علم، پیشرفت فناوری، هنر، ورزش یا فرهنگ ایفا می‌کرد. از این رو، نابودی کودکان به معنای از بین رفتن بخشی از آینده جامعه انسانی است.

مدیر گروه روان‌شناسی و مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به آثار گسترده روانی ترور کودکان گفت: آسیب روانی ناشی از این حوادث تنها متوجه خانواده قربانی نیست، بلکه دوستان، همکلاسی‌ها، کودکان همسال، معلمان و حتی کودکانی که از طریق رسانه‌ها در معرض اخبار قرار می‌گیرند نیز دچار آسیب می‌شوند.

وی تصریح کرد: ترور یک کودک می‌تواند موجی از اضطراب، ترس، سوگ، ناامیدی و نگرانی را در میان طیف وسیعی از کودکان و خانواده‌ها ایجاد کند و از این منظر باید ابعاد حقوقی و اجتماعی آن نیز مورد توجه قرار گیرد.

اصغری‌نکاح بر لزوم تدوین و توسعه پروتکل‌های تخصصی برای مداخلات روان‌شناختی در حوزه ترور تأکید کرد و گفت: روان‌شناسان و مشاوران علاوه بر توجه به خانواده‌های داغدار، باید کودکان همسال و اطرافیان قربانیان را نیز در برنامه‌های حمایتی خود مدنظر قرار دهند.

وی افزود: حوادث اخیر نشان می‌دهد که موضوع ترور در مدارس، مراکز ورزشی و محیط‌های ویژه کودکان نیازمند تعریف‌های جدید حقوقی و طراحی برنامه‌های تخصصی برای پیشگیری و درمان پیامدهای روانی آن است.

ملت ایران در دل بحران‌ها رشد کرده است

این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه تاریخی ملت ایران در مواجهه با بحران‌ها اظهار کرد: مطالعات و مشاهدات اجتماعی نشان می‌دهد مردم ایران از سطح بالایی از تاب‌آوری، همبستگی و حمایت اجتماعی برخوردارند.

وی ادامه داد: برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها، جامعه ایران در مواجهه با تهدیدها و بحران‌ها دچار فروپاشی روانی نشده، بلکه در بسیاری موارد رشد و انسجام بیشتری را تجربه کرده است.

اصغری‌نکاح با اشاره به نظریه‌های روان‌شناختی حوزه تروما گفت: در کنار مفهوم «اختلال استرس پس از سانحه»، نظریه «رشد پس از سانحه» نیز مطرح شده است؛ مفهومی که نشان می‌دهد برخی افراد و جوامع پس از تجربه رنج‌ها و آسیب‌های بزرگ، به درک عمیق‌تری از زندگی، اهداف جدید و انگیزه‌های سازنده دست می‌یابند.

وی خاطرنشان کرد: در میان کودکان و نوجوانان ایرانی نیز نمونه‌هایی مشاهده شده است که پس از مواجهه با این حوادث، انگیزه بیشتری برای خدمت به جامعه، فعالیت علمی، پژوهشی و حل مشکلات انسانی پیدا کرده‌اند.

همدلی اجتماعی؛ سرمایه بزرگ جامعه ایران

مدیر گروه روان‌شناسی و مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به نقش همبستگی اجتماعی در کاهش آثار روانی بحران‌ها اظهار کرد: مردم ایران در بزنگاه‌های مختلف تاریخی نشان داده‌اند که خانواده‌های آسیب‌دیده را تنها نمی‌گذارند و با حضور، همراهی و حمایت خود به ترمیم زخم‌های اجتماعی کمک می‌کنند.

وی افزود: این رفتار جمعی، سرمایه‌ای ارزشمند برای عبور از بحران‌ها و تقویت سلامت روان جامعه محسوب می‌شود و باید در برنامه‌ریزی‌های حمایتی مورد توجه قرار گیرد.

اصغری‌نکاح با اشاره به آموزه‌های دینی درباره مواجهه با دشواری‌ها گفت: فرهنگ اسلامی و آموزه‌های قرآنی همواره بر امید، صبر، همبستگی و گشایش پس از سختی تأکید داشته‌اند و این مفاهیم می‌توانند در کنار مداخلات علمی و تخصصی، به افزایش تاب‌آوری فردی و اجتماعی کمک کنند.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha